تصمیمی که گرفتم هیچ وقت آرزوشو نمیکردم ولی مجبورم .
تصمیم گرفتم دیگه نه باش حرف بزنم نه بش زنگ بزنم و... یه جور قطع رابطه .
باور کنید خودم اصلا راضی نیستم ولی در عوض اون راحته.

روز تولدم خیلی خوش گذشت همه چی عالی بود حسابی ترکوندیم ولی عین همیشه باید یه اتفاقی بیفته که خوشحالیمو بهم بزنه ...
واقعا ناراحتم کردی از همه توقع داشتم که یه هم چیزی بهم بگن ولی ازتو اصلا توقع نداشتم .(از حرفت ناراحت شدم البته خوب کاری کردی که گفتی ولی ای کاش اون روز نمیگفتی ای کاش...)

دلم واسه همه چی تنگ شده خانوادم , دوستام و همه چی .
همین حرفی دیگه ندارم فقط (دلم تنگیده)

کاشکی درگیرت نمی شدم ولی صادقانه بگم دوست دارم
(خیلی خستمه)

خدایا بی خیال شم یا نه؟
